ناديه
اگر زینب نبود...
تا قلم لب بر مرکب می زند بوسه بر جا پای زینب می زند می گذارد سر به صحرای جنون می نگارد نقشی از دریای خون می کشد آه از نهادی سوخته وز ضمیر خیمه ای افروخته کربلا می مرد اگر زینب نبود شیعه می پژمرد اگر زینب نبود ...
تا قلم لب بر مرکب می زند
بوسه بر جا پای زینب می زند
می گذارد سر به صحرای جنون
می نگارد نقشی از دریای خون
می کشد آه از نهادی سوخته
وز ضمیر خیمه ای افروخته
کربلا می مرد اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود ...
+ نوشته شده در توسط ناديه |
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
يك قدم تا پشت خاکریز غم دل با که بگویم... ای معبود عشق عشق الهی دختر آسمونی تنها دلتنگی گدازه های عاشقی لحظه ای با قاصدک ها
RSS