|
بسم الله الحنان المنان آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه ی غیبش دوا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست آن به که کار خود به عنایت رها کنند بی معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند بگذر به کوی میکده تا زمره ی حضور اوقات خود زبهر تو صرف دعا کنند پیراهنی که آید ازو بوی یوسفم ترسم برادران غیورش قبا کنند حالی درون پرده بسی فتنه می رود تا آن زمان که پرده بر انفد چه ها کنند گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند می خر که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند پنهان زحاسدان به خودم خوان که منعمان خیر نهان برای رضای خدا کنند ... + نوشته شده در توسط ناديه |
|
| ||||||